کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و وفات حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمود ژولیده     نوع شعر : مدح و مرثیه     وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن     قالب شعر : غزل    

نقـش جـلـیـله دخـتـرِ ارباب سـر جـدا            بعـد از شـهـادت پـدرش، بعـد نـیـنـوا

کـمـتـر نـبـود از هـنرِ عـمّه‌های خود            با شعر، خطبه، نوحه، تباکی، بکا، دعا


یعـنی پس از شـهادت شاه شهـیـدمان            مرهون نوحه‌های سکـیـنه‌ست کربلا

آن بـانـویـی که عـابـدۀ اهـلـبـیت بـود            با سوز خویش داده چنین درسِ دین بما

راه حسین، راه قیام است و راه خون            باید هـمـیـشه زنـده نگه داشت راه را

تـیغ زبـان گـشـود، به فـریـادِ فـاطمی            گفـت از هزار داغ، یکی را برای ما

وقت غـروب بـود و أذانی نـمی‌رسید            إلاّ صــدای هــلـهــلـۀ لـشــگــر دَغــا

دیدم به چشم خویش در اطراف خیمه گاه            در لابلای شـیـون و غـوغـای ماجرا

دیدم ز پای خواهر من زیوری ربود            یک نابکار، با طمع و حرص، بی‌هوا

در بینِ دود و آتشِ خیمه، بدست خصم            دیدم چکـید خون، ز همه گوشواره‌ها

دیدم فـرارِ خواهـر دیگر در آن میان            با دامنِ به شعـله نِشـسته، سوی کجا؟

می‌گـفـت با تـمام نـواهای زخـمی‌اش            اینجاست موجِ خونِ خدا، موج کربلا

این موجِ کربلا همه را غـرق می‌کند            مستغـرق خـدا چو سکـینه، نه در بلا

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و همچنین عدم رعایت توصیه‌های علما و مراجع حذف شد، در بحث غارت معجرها دو نکته مهم باید مورد توجه قرار بگیرد ۱ـ موضوع غارت معجر بر فرض بر اینکه صورت گرفته باشد با آنچه متاسفانه بصورت عام در اشعار آورده می‌شود بسیار متفاوت است، لازم است بدانیم در عرب آن زمان قسمتی از حجاب زنان (معجر)، پارچه‌ای بوده که در مقابل صورت قرار می‌گرفته و این جزء حجاب بوده است؛ همچنان‌که هم اکنون نیز در عراق، عربستان و بسیاری از کشورهای اسلامی این‌گونه حجاب دارند، از این‌رو حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در خطبه‌اشان در مجلس یزید فرمودند: وَ أَبْدَیتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ؛ دختران سول خدا را با صورت باز، شهر به شهر در معرض دید مردم قرار دادی! لذا آنچه در غارت معجرها مطرح است حذف این روبند صورت‌ها بوده است نه اینکه نعوذ بالله اهل بیت کشف حجاب شده‌اند همچنان که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هم بر همین موضوع اشاره می‌کنند که خود این نیز مصیبت بسیار بزرگ و دردناکی است ۲ـ گفتن و یادآوری غارت معجرها حتی در حد همان روبند صورت شایسته و سزوار اهل بیت نیست!!! آیا اگر خود ما روزی ناموسمان به هر دلیلی همچون باد و... برای لحظاتی نتوانند حجاب خود را حفظ کنند آیا دوست داریم که یکسره به ما متذکر شوند که در فلان روز چادر خواهر، مادر و یا همسرمان را باد برده و ....  آیا ما از تکرار این حرف ناراحت نمی‌شویم؟؟ پس به هیچ وجه شایسته نیست این فاجعۀ تلخ را حتی بر فرض صحت آن بازگو و تکرار کنیم!!!

یک دسته نیزه، رأسِ بریده کنند حمل            یک فوج نیزه، معـجـرِ زنهای با حیا

دست خـودم نـبـود که فـریـاد می‌زدم            معجر مگیر از سرِ ما، پَستِ بی‌حـیا

مدح و وفات حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها

شاعر : روح الله عیوضی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعلن مفاعیلن فع قالب شعر : رباعی

نـاگـاه کـتــاب گـریـه را وا مـی‌کـرد            آن قـدر که پـشـت نـاله را تا می‌کرد

در مـجــلـس روضــۀ امــام صــادق            یــاد لـب خـشـکـیــدۀ بــابــا مـی‌کـرد


*******************

بانو! بنشین، بخوان، بگو حرف بزن            از تـیر نـشـسـته بر گـلـو حرف بزن

بـانـو! دم آخــری کــمـی آب بـخــور            از خـاطـره دسـت عـمـو حـرف بزن

*******************

از سـایـه سـنگ رد شده لـشـگـر من            زنجـیـر نـشـسـته روی زخـم پـر من

این غصه، شبانه، بی‌صدا پیرم کرد:            تشت و سر و چوب و گریه خواهر من

*******************

چوبی‌که به لب اشاره می‌کرد آن روز            از عـمه جگـر پـاره می‌کرد آن روز

ترسیدم از آن چـشم حـرامی ناگاه...            وقـتی که مرا نظاره می‌کرد آن روز

: امتیاز

مدح و وفات حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها

شاعر : مهدی رحیمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

راوی کـرب و بلا دارد روایت می‌کند            از جـدایی سـر و تن‌ها حکـایت می‌کند

 شد سکینه معنی‌اش آرامش قلب حسین            بشنو از دریا زمانی که شکایت می‌کند


چون روایت می‌کند از کربلا یک روضه‌اش            تا همـیشه مجـلس ما را کـفـایت می‌کند

راوی کرب و بلا با روضه‌های مستند            تازه در روز قـیامت او قـیامت می‌کـند

نـام زیـبـایش برای بـردن قـلـب حـسین            با رقـیه با عـلی اصغـر رقابت می‌کـند

تا رقـیه می‌رسد محـو سکـیـنه می‌شود            هرچه می‌گوید حسین عباس اطاعت می‌کند

آه اَیْنَ عمِّیَ الْعـباس او هم نکـته‌ای‌ست            که خـیـال بچـه‌هـا را آه راحـت می‌کـند

شمر یک بیماری سخت است که در قافله            بـه تـمام مـردهـا دارد سـرایت می‌کـنـد

در تمام راه هم بر ضرب و شتم بچه‌ها            شمر فرمان می‌دهد خولی اطاعت می‌کند

: امتیاز